برای او که امید بخشید...

 آنجا که از نفس افتاده بودم دستم را به مهر فشرد و مرا با سه گاه به زندگی بازگرداند و من دوباره در ناباوری مطلق... عاشق شدم...

 "در اندرون من خسته دل ندانم کیست         که من خموشم و او در فغان و در غوغاست" 

 را درشور خواندم و گریستم و تنها اوست که می داند حکایت من و شور را...

و امروز را تا دنیای من دنیاست از یاد نخواهم برد.

برای همیشه از استاد بزرگوارم، استاد محسن کرامتی ممنونم که عشق و امید را در فضای زندگی من دمید.

/ 5 نظر / 31 بازدید
امیر

این لحظه را به تو و همسرت صمیمانه تبریک میگویم و برای شما شادمانی روز افزون آرزومندم.

مینا

خیلی خوشحالم برات خیلی.

velgard

mishe ye joori ma ham in sedatuno goosh konim bedune inke beyaem Iran? yani .... mishe bezarish tu Utube ?

برای ولگرد

ایشالله به زودی...

داد

درود به استاد...